تبليغاتX
سلامی چو بوی خوش آشنایی
سرگرمی و ادبی


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 14:33  توسط مجید دلبندت  | 
سلام  به همه باز دیدکننده ها

خسته نباشید من بعد از چند ماه اومدم این و بلاگ رو دوباره به روز کنم

از همه برو بچ کمک میخوام

چون چندینبار بهم گفتند که وبلاگت خیلی سنگین شده دیگه باز نمیشه

بخاطر همین خیلی از تصاویر رو برداشتم قالب رو هم عوض کردم

امیدوارم وبلاگ سبکتر شده باشه

و راحت تر باز بشه

راستی یه آدرس هستش که اگه سربزنید بد نیست

جالبه برای برو بچ شهرستان اقلید فارس

http://www.majidjan.blogfa.com/

یه سری بزنید بد نیست

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 14:6  توسط مجید دلبندت  | 


+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 9:20  توسط مجید دلبندت  | 
با سلام

خدمت شما عزيزي که اومدي اينجا به من سر بزني قالب وبلاگ سنگين بود بد گذشت.

 

چون بعضي از دوستان گفته بودند که قالب وبلاگت سنگينه و دير لود ميشه من هم به احترام اون عزيزان قالب سبک انتخاب کردم که مشکل اونا هم حل بشه

خوشحال ميشم اگه هر کي اومد  انتقاد کنه و پيشنهاد بده

دوستدار شما

 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:27  توسط مجید دلبندت  | 

 

دلا هـرگـز مـبند دل را بـدنـیا ****** کـه ایـن دنیا نباشد منزل ما

 

اگر هستی گدا یا همچو قارون ***** تو آخر رخت بربندی از اینجا

 

 

خوشا آن روز که بودم از غم آزاد******لبم خندان و از شادی دلم شاد

در آن ایـام بـودم کـودکـی خـرد*******فلـک جـامی پـر از غـم دسـت من داد

 

این مطلب رو از وبلاگ ای کاش  دوست عزیز اقلیدیم استفاده کردم 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 19:14  توسط مجید دلبندت  | 

اینم دوتا هدیه به دوستان بازدید کننده

گل باشید

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 8:39  توسط مجید دلبندت  | 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:10  توسط مجید دلبندت  | 

 

 

بگذار آفتاب من پیراهنم باشد

و آسمان من آن کهنه کرباس بیرنگ ......


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:6  توسط مجید دلبندت  | 

 

در سكوت تنهائي خويش به دنبال غريبي آشنا مي گردم ......

 به دنبال صدائي آشنا كه با شنيدن تبش قلبم سكوت شب را بشكند .......

به دنبال دستي گرم و صميمي كه با لمس آن سردي وجودم را گرمي بخشد .......

 به دنبال نگاهي عاشقانه و نگاهي مهربان كه با آن سردي نگاهم را گرم نمايد..........

به دنبال لبي خندان كه لبخند را به لبانم باز گرداند.........

   به دنبال قلبي مهربان كه يخبندان دلم را ذوب نمايد............

یا صاحب الزمان عجل الله تعال فرجه الشریف ما چقدر منتظر بمونیم

چقدر دنبال شما باشیم

چقدر از این و اون بپرسیم کی میاد

چقدر از علائم ظهورت بپرسیم

چقدر تنها باشیم

تا کی تنها بمونیم

تا کی. تا کی. تا کی ..........

اللهم عجل لولیک الفرج

بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین(علهیم السلام)


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:2  توسط مجید دلبندت  | 

گریه گن گریه قشنگه

 از غم تنهایی من

کسی نیست با او بشینم

غم دل با او بگویم

 

 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:54  توسط مجید دلبندت  | 

 

تنهایی و راه طولانی و سکوت و ..........

 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:51  توسط مجید دلبندت  | 

 

 

چشمهايم را مي بندم و از ته دل آنچه را ميخواهم آرزو ميکنم

سکوت ، سپيدي ، سادگي ، سلوک ، سپهر ، ستاره  ، سلام.

اينها هفت سين من هستند و اگر آنها را به دست آورم ، عيد ميگيرم و پاي ميکوبم

و به عرش سفر ميکنم و با فرشتگان به گفتگو مينشينم

 

در سفره ام سکوت مي‌گذارم تا روح ها صيقل پيدا کنند

سپيدي مي‌گذارم تا همه يکرنگ باشند

سادگي مي‌گذارم تا مردم دنيا پرست نوشند

سلوک مي‌گذارم تا انسانها سالک راه حق شوند

سپهر مي‌گذارم تا دلها آبي شوند

ستاره مي‌گذارم تا دنيا نوراني شود

سلام مي‌گذارم  و براي همه آرزوي سلامتي ميکنم

من همه زيباييها  را جمع کرده ام چه سال زيبايي مي‌تونيم داشته باشيم با اين شرائط


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:43  توسط مجید دلبندت  | 

 

هيچ کس تنهاييم را حس نکرد

وسعت تنهاييم را حس نکرد

در ميان خنده هاي تلخ من

گريه  پنهانيم را حس نکرد

در هجوم لحظه هاي بي کسي

درد بي کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مأنوس بود

لحظه پايانيم را حس نکرد


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:26  توسط مجید دلبندت  | 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:7  توسط مجید دلبندت  | 

 

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:4  توسط مجید دلبندت  |