جبران خلیل جبران
انسان می تواند بی آنکه انسان بزرگی باشد ... انسانی آزاده باشد.
اما
هیچ انسانی نمی تواند بی آنکه آزاده باشد ... انسان بزرگی باشد.
آلن الکساندر میلن
وقتی خوشحال است که مثل بقیه فکر می کند.
ذهن درجه دو ...
وقتی خوشحال است که مخالف بقیه فکر می کند.
ذهن درجه یک ...
وقتی خوشحال است که تفکر می کند.
استیو جابز
به دام تعصب نیفتید که این زندگی نتیجه تفکر دیگران است.
اجازه ندهید سرو صدای عقاید دیگران ... صدای درون شما را غرق کند.
آرامش (ارد بزرگ)
مي گويند رسيدن به آرامش هدف است بايد گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آيا کوهنورد هميشه بر آن خواهد ماند ؟ بيشتر زمان زندگي او در پايه و دامنه کوه مي گذرد به اميد رسيدن به آرامشي اندک و دوباره نهيب دل و دلدادگي به فرازي ديگر .
جبران خليل جبران
قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت مي يابد ولي گوشهايتان در حسرت و آرزويند که آواي چنين شناختي را که بر قلبهايتان فرود مي آيد ، بشنوند .
اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى...(گاندى)
یادمان باشد که ،
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم……
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.
اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار.
گاندی
چارلی چاپلین
من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان ...
نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده ميدادم ...
تنهامى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را ...
پايان تازه
ماهاتما گاندی
حضرت علی(ع)
اي فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزي تو را خواهد رساند.
تیچ نات هان(لذت بردن از یک فنجان چای خوب)
راهب بودائی ،تیچ نات هان لذت بردن از یک فنجان چای خوب
او می گوید شما باید کاملا در حال حضور داشته ،بیدار باشید تا بتوانید از چای لذت ببرید.
تنها در هوشیاری نسبت به زمان حال است که دستان شما می توانند
گرمای دلپذیر فنجان را حس کنند.
تنها در حال است که می توانید عطر چای را ببویید،
طعمش را بچشیدو از لطافتش لذت ببرید.
وقتی عمیقا در فکر گذشته هستیدو یا نگران آینده،
از تجربه لذت بردن از یک فنجان چای هیچ چیزدستگیرتان نمیشود.
چشمتان را به فنجان می دوزید و چای تلف می شود.
زندگی نیز همین طور است،اگر کاملا در حال حضور نداشته باشید،
پراکنده می شوید و زندگی می گذرد.
اینگونه است که احساس،عطر ،ظرافت وز یبایی زندگی را از دست می دهید.
انگار که زندگی دارد به سرعت در پشت سر شما جریان می یابد.
گذشته تمام شده است.از آن بیاموزید و بگذارید برود.
آینده هنوز نرسید ه است.برای آن برنامه ریزی کنید اما بیهوده نگران آن نباشید.
نگرانی بی فایده است.
وقتی دست از فرورفتن درگذشته و آنچه که رخ داده است برداشتیدو
نگرانی در مورد آنچه که ممکن است هرگز اتفاق نیفتدرا نیز کنار گذاشتید،
آن موقع در لحظه حاضر خواهید بود.
آن موقع هست که تجربه لذت از زندگی را آغاز خواهید کرد
پیر هرات(مناجات)
الهي !
دانايي ده که از راه نيفتم و بينايي ده که در چاه نيفتم .
الهي !
آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان ، بيامرز رايگان که تو خدايي نه بازرگان .
الهي !
بنياد توحيد ما خراب مکن و باغ اميد مابي آب مکن
هفت مورد خطرناک
از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3- دانش بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوهاش داد.
خوشبختی
خوشبختی بر سه ستون استوار است:
فراموش کردن گذشته
غنیمت شمردن حال
امیدوار بودن به آینده...
کلید اصلی انسان
دیروز , امروز , فردا
از بزرگان
پریدن کار دل است و قدم زدن کار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو
(ویلیام شکسپیر)
بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند
برآنها که می هراسند بسیار تند
برآنها که زانوی غم بغل می گیرند بسیار طولانی
وبر آنها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است
اما ، بر آنها که عشق می ورزند ، زمان را آغاز و پایانی نیست.
زنده یاد حسین پناهی
درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم .
**********
نیستیم !
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم !
بزرگ می شویم ،
عکس ِ دو نفره می گیریم !
پیر می شویم ،
عکس ِ یک نفره می گیریم ...
و بعد
دوباره باز
نیستیم
دو چيز را از هم جدا كن
دو چيز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.
******************
پیشنهادهایی برای زندگی خوب(دکتر وین دایر)
دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیادچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
جبران خلیل جبران
دوست ندارم اربابی باشم در میان آنهایی که نه رویایی در سر دارند و نه آرزویی در دل.
***************
از دو موهبت بزرگ زندگی، زیبایی و حقیقت، اولی را در دلی پرمهر یافتم و دومی را در دست کارگر.
از علی (ع)
هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد داشت .
جبران خلیل جبران
پروردگارا
به من آرامــــش ده
تا بپذ یرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلـــــیری ده
تا تغییر دهم آنچه را می توانم تغییر دهم
بـــیـــــنش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فـــــهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
جبران خلیل جبران
آنچه در طول ۸۵ سال زندگی ام آموختم. « گابریل گارسیا مارکز »
« اگر عمر دوباره مییافتم، به هر کودکی دو بال میدادم، اما رهایش میکردم تا خود پرواز را بیاموزد.»
« در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران هم. در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند. در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن. در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد. در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم. در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند. در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است. در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است. در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود. در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست..»
نلسون ماندلا
هر روز صبح درآفریقا آهویی از خواب بیدار می شود که میداند باید از شیر تندتر بدود وگرنه طعمه او خواهد شد و شیری که میداند باید از آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد! مهم نیست شیر باشی یا آهو. مهم این است که با طلوع خورشید با تمام توان شروع به دویدن کنی.
علی (ع)
اسرار خود را در اختیارش مگذار.
نصیحت
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند...
سنگ ... پس از رها کردن!
حرف ... پس از گفتن!
موقعيت... پس از پايان يافتن!
و زمان ... پس از گذشتن!
یک پند
از علي(ع)
تا آنجا كه بدانيد،به ديگران بياموزيد و مار صفت بر گنجينه دانش حلقه مزنيد و جويندگان را از اين گنج سرشار بي بهره مسازيد.
ازبزرگان
کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار
می دهند و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سرراه زندگی ما قرار
می گیرند و مهر و نشان شان را برای همیشه برمامیگذارند.“
(سیسیلیا میرلز)
” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،
بر آن ها که می هراسند بسیار تند،
بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،
و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.
اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان راآغاز و پایانی نیست.“
(ویلیام شکسپیر)
هرگزدرمسیر پیموده شده گام برندارید،زیرا این راه تنها به همان جائی می رسدکه دیگران رسیده اند.
(گراهام بل)
”من با زمان قرار همزیستی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتباً مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم،
بالاخره که روزی بهم خواهیم رسید.“
(ماریو لاگو)
” بسیاری مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“
(پرلس. باک)
نارسیس
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره میشود، شکست دهد
دو درد از دو بزرگمرد تاريخ
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.
دکتر مصدق
درد من تنهایی نیست ، درد من مرگ ملتی است که گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر ،و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.
ماهاتما گاندی رهبر فقید هند
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریاد بلندی لازم است